پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۳

من اشتر مست شهریارم

آن خایم کز گلو برآرم

چون گلبن روی اوست خویم

اشکوفه من بود نثارم

چون بحر اگر ترش کنم رو

پرگوهر و در بود کنارم

گر یار وصال ما نجوید

با عشق وصال یار غارم

خواری که به پیش خلق عار است

آن عار شده‌ست افتخارم

باد منطق برون کن از لنج

کز باد نطق در این غبارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ای دشمن روزه و نمازم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۶تا با تو قرین شده‌ست جانم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۷امروز مرا چه شد چه دانم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ای جان لطیف و ای جهانم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ناآمده سیل تر شدستیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷۰آن عشرت نو که برگرفتیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷۱در عشق قدیم سال خوردیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷۲گر گمشدگان روزگاریم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.