پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۶

تا با تو قرین شده‌ست جانم

هر جا که روم به گلستانم

تا صورت تو قرین دل شد

بر خاک نیم بر آسمانم

گر سایه من در این جهان است

غم نیست که من در آن جهانم

من عاریه‌ام در آن که خوش نیست

چیزی که بدان خوشم من آنم

در کشتی عشق خفته‌ام خوش

در حالت خفتگی روانم

امروز جمادها شکفته‌ست

امروز میان زندگانم

چون علم بالقلم رهم داد

پس تخته نانبشته خوانم

چون کان عقیق در گشاده‌ست

چه غم که خراب شد دکانم

زان رطل گران دلم سبک شد

گر دل سبک است سرگرانم

ای ساقی تاج بخش پیش آ

تا بر سر و دیده‌ات نشانم

جز شمع و شکر مگوی چیزی

چیزی بمگو که من ندانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ای جان لطیف و ای جهانم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ناآمده سیل تر شدستیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۰آن عشرت نو که برگرفتیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۱در عشق قدیم سال خوردیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۲گر گمشدگان روزگاریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ما عاشق و بی‌دل و فقیریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷۴نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ما شاخ گلیم نی گیاهیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.