پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۵

ای دشمن روزه و نمازم

وی عمر و سعادت درازم

هر پرده که ساختم دریدی

بگذشت از آنک پرده سازم

ای من چو زمین و تو بهاری

پیدا شده از تو جمله رازم

چون صید شدم چگونه پرم

چون مات توام دگر چه بازم

پروانه من چو سوخت بر شمع

دیگر ز چه باشد احترازم

نزدیکتری به من ز عقلم

پس سوی تو من چگونه یازم

بگداز مرا که جمله قندم

گر من فسرم وگر گدازم

یک بارگی از وفا مشو دست

یک بار دگر ببین نیازم

یک بار دگر مرا فسون خوان

وز روح مسیح کن طرازم

بر قنطره بست باج دارم

از بهر عبور ده جوازم

خاموش که گفت حاجتش نیست

در گفتن خویش یاوه تازم

خاموش که عاقبت مرا کار

محمود بود چو من ایازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶۷امروز مرا چه شد چه دانم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ای جان لطیف و ای جهانم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ناآمده سیل تر شدستیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۰آن عشرت نو که برگرفتیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۱در عشق قدیم سال خوردیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷۲گر گمشدگان روزگاریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ما عاشق و بی‌دل و فقیریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷۴نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.