پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۹

زنهار مرا مگو که پیرم

پیری و فنا کجا پذیرم

من ماهی چشمه حیاتم

من غرقه بحر شهد و شیرم

جز از لب لعل جان ننوشم

غیر سر زلف او نگیرم

گر کژ نهدم کمان ابرو

در حکم کمان او چو تیرم

انداخته‌ای چو تیر دورم

برگیر که از تو ناگزیرم

پرم تو دهی چرا نپرم

میرم چو توی چرا بمیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۱از اصل چو حورزاد باشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ما آفت جان عاشقانیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ما صحبت همدگر گزینیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۴چون ذره به رقص اندرآییم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۵جز جانب دل به دل نیاییم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ای برده نماز من ز هنگام
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵۷یا رب توبه چرا شکستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۸دانی کامروز از چه زردم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.