پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۵

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم

بیایید بیایید که تا دست برآریم

چه دانیم؟ چه دانیم؟ که ما دوش چه خوردیم

که امروز همه روز، خمیریم و خماریم

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت

که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید

چه دانید؟ چه دانید؟ که ما در چه شکاریم

نیفتیم بر این خاکْ ستان ما نه حصیریم

برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷از اول امروز چو آشفته و مستیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸اَلمِنَةُ لِلّه که ز پیکار رهیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴بشکن قدح باده که امروز چنانیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.