پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۴

حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم

بسی علّتیان را ز غم بازخریدیم

سَبَل‌های کَهُن را، غم بی‌سر و بُن را

ز رگ‌هاش و ز پی‌هاش به چنگاله کشیدیم

طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم

بسی مُرده گرفتیم در او روح دمیدیم

بپرسید از آن‌ها که دیدند نشان‌ها

که تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم

رسیدند طبیبان، ز ره دور غریبان

غریبانه نمودند دواها که ندیدیم

سرِ غصهّ بکوبیم، غم از خانه بروبیم

همه شاهد و خوبیم همه چون مَهِ عیدیم

طبیبانِ الهیم ز کس مزد نخواهیم

که ما پاک‌روانیم نه طمّاع و پلیدیم

مپندار که این نیز هَلیله‌ست و بَلیله‌ست

که این شُهره عَقاقیر ز فردوس کشیدیم

حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم

که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم

دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند

دگر لاف مپرّان که ما بازپریدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷از اول امروز چو آشفته و مستیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸اَلمِنَةُ لِلّه که ز پیکار رهیدیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.