پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۷

این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

یک لحظه پری شکلم یک لحظه پری خوانم

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم

هم دودم و هم نورم هم جمع و پریشانم

جز گوش رباب دل از خشم نمالم من

جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم

چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرم

طبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانم

ای خواجه چه مرغم من نی کبکم و نی بازم

نی خوبم و نی زشتم نی اینم و نی آنم

نی خواجه بازارم نی بلبل گلزارم

ای خواجه تو نامم نه تا خویش بدان خوانم

نی بنده نی آزادم نی موم نه پولادم

نی دل به کسی دادم نی دلبر ایشانم

گر در شرم و خیرم از خود نه‌ام از غیرم

آن سو که کشد آن کس ناچار چنان رانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بیایید بیایید به گلزار بگردیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.