پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶

پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ما

آن هزاران یوسف شیرینِ شیرین‌کار ما

یوسفان را مست کرد و پرده‌هاشان بردرید

غمزه‌ی خونیِ مست آن شهِ خمارِ ما

جان ما همچون سگانِ کوی او خون‌خوار شد

آفرین‌ها صد هزاران بر سگِ خون‌خوار ما

در نوایِ عشق آن صد نوبهارِ سرمدی

صد هزاران بلبلان اندر گل و گلزار ما

دل چو زناری ز عشقِ آن مسیح ِ عهد بست

لاجرم غیرت برد ایمان بر این زنار ما

آفتابی نی ز شرق و نی ز غرب از جان بتافت

ذره‌وار آمد به رقص از وی در و دیوار ما

چون مثال ذره‌ایم اندر پی آن آفتاب

رقص باشد همچو ذره روز و شب کردار ما

عاشقانِ عشق را بسیار یاری‌ها دهیم

چونک شمس‌الدین تبریزی کنون شد یار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱جمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌ها
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.