پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۶

باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش

توبه کنان توبه را سیل ببردست دوش

گرز برآورد عشق کوفت سر عقل را

شد ز بلندی عشق چرخ فلک پست دوش

دولت نو شد پدید دام جهان را درید

مرغ ظریف از قفس شکر که وارست دوش

آنچ به هفت آسمان جست فرشته و نیافت

نک به زمین گاه خاک سهل برون جست دوش

آنک دل جبرئیل از کف او خسته بود

مرغ پراشکسته‌ای سینه او خست دوش

عقل کمالی که او گردن شیران شکست

عاشق بی‌دست و پا گردن او بست دوش

از شرر آفتاب شیشه گردون نکفت

سایه بی‌سایه‌ای دید دراشکست دوش

ماه که چون عاشقان در پی خورشید بود

بعد فراق دراز خفیه بپیوست دوش

آنک در او عقل و وهم می‌نرسد از قصور

گشت عیان تا که عشق کوفت بر او دست دوش

هر چه بود آن خیال گردد روزی وصال

چند خیال عدم آمد در هست دوش

خامش باش ای دلیل خامشیت گفتنست

شد سر و گوشت بلند از سخن پست دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰جان من‌ست او هی مزنیدش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲تمام اوست که فانی شدست آثارش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.