پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۵

چون بزند گردنم سجده کند گردنش

شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش

هین هله شیرِ شکار ! پنجه ز من برمدار

هین که هزاران هزار منّتِ آن بر منش

پخته خورد پخته‌خوار خام خورد عشقِ یار

خام منم ای نگار که نتوان پختنش

ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهل

در تو درآویخته همچو دهل می‌زنش

گوشِ همه سرخوشان عشق کشد کش‌کشان

عشقِ تو داوودِ توست موم شده آهنش

دل همه مال و عقار خرج کند در قمار

چونک برهنه شود چرخ دهد مخزنش

دل ز سخن مال مال خواست زدن پر و بال

پرتو نور کمال کرد چنین الکنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰جان من‌ست او هی مزنیدش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲تمام اوست که فانی شدست آثارش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.