پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۲

آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

بوک این همت ما جانب بستان کشدش

گرچه جان را نبود قوت این گستاخی

آنک جان از مدد رحمت جانان کشدش

هر دم از یاد لبش جان لب خود می‌لیسد

ور سقط می‌شنود از بن دندان کشدش

جانب محو و فنا رخت کشیدند مهان

تا بقا لطف کند جانب ایشان کشدش

ای بسا جان که چو یعقوب همی زهر چشد

تا که آن یوسف جان در شکرستان کشدش

هر کسی کو بتر از وی خرد فخر کند

گرچه چون ماه بود چرخ به میزان کشدش

هر که در دیده عشاق شود مردمکی

آن نظر زود سوی گوهر انسان کشدش

کافر زلف وی آن را که ز راهش ببرد

کفر آید بر او جانب ایمان کشدش

شمس تبریز مرا عشق تو سرمست کند

هر کی او باده کشد باده بدین سان کشدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۵اندک اندک راه زد سیم و زرش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۶آنک جانش داده‌ای آن را مکش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۷چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸آن مایی همچو ما دلشاد باش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹عقل آمد عاشقا خود را بپوش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰اندرآمد شاه شیرینان ترش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.