پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۶

آنک جانش داده‌ای آن را مکش

ور ندادی نقش بی‌جان را مکش

آن دو زلف کافر خود را بگو

کای یگانه اهل ایمان را مکش

آفتابا روی خود جلوه مکن

چند روزی ماه تابان را مکش

چون تو سیمرغی به قاف ذوالجلال

بازگرد و جمله مرغان را مکش

در میان خون هر مسکین مرو

جز قباد و شاه خاقان را مکش

گر مرا دربان عشقت بار داد

از سر غیرت تو دربان را مکش

گر فضولم من که مهمان توام

شرط نبود هیچ مهمان را مکش

مست میدانم ز مِی‌ دانم خراب

شیشه مشکن مست میدان را مکش

شمس تبریزی توی سلطان من

بازگشتم باز سلطان را مکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸آن مایی همچو ما دلشاد باش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹عقل آمد عاشقا خود را بپوش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰اندرآمد شاه شیرینان ترش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.