پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۵

آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش

وان جان که هست این جان وین عقل مستعارش

هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جان‌ها

وین اختیارها را بشکسته اختیارش

من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم

من در جهان ندانم جز چشم پرخمارش

آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزش

وان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارش

عشقش بلای توبه داده سزای توبه

آخر چه جای توبه با عشق توبه خوارش

چون دوست و دشمن او هستند رهزن او

ماییم و دامن او بگرفته استوارش

از عشق جام و دورش شاید کشید جورش

چون گوش دوست داری می‌بوس گوشوارش

من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم

ور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش

لطفش همی‌شمارم دل با دم شمرده

جانیش بخش آخر ای کشته زار زارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰مستی امروز من نیست چو مستی دوش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما تُرُش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.