پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۷

در عشق آتشینش آتش نخورده آتش

بی‌چهره خوش او در خوش هزار ناخوش

دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب می‌خور

خون چون میست جوشان بنشین شراب می‌چش

گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی

ای دل در این کشاکش بنشین و باده می‌کش

هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن

ای عشق بردریدی این هفت را از آن شش

گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه

گه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش

گر منکری گریزد از عشق نیست نادر

کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش

صدغ الوفاء حقاء من فقدکم مشوش

وجه الولاء حقاء من عبرتی منقش

القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر

الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰مستی امروز من نیست چو مستی دوش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما تُرُش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵چون بزند گردنم سجده کند گردنش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.