پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

خوشاب بزمی که سرخوش از شراب صحبت جانان

برقص آیم چو مستان دست‌کوبان پای‌افشانان

بیک جام میم کافر شناسد زاهد و داند

مسلمان خویش را و میخورد خون مسلمانان

ز بیقدری کشم از آسمان نازی درین محفل

که دارد میزبان سفله بر ناخوانده مهمانان

دلم خون شد ز شوق نارپستان بتان تا کی

خورم حسرت ز نخل قامت این نارپستانان

ننالم از جفای گلرخان اما گذشت از حد

برین مسکین گدایان جور این مغرور سلطانان

من و میخانه کانجا دامن رندان دردی کش

زند صد طعنه بر دامان پاک پاکدامانان

مده زلف پریشان اینقدر بر باد اگر آگه

شوند از سستی پیمان‌خویش این سست‌پیمانان

چه از مشکین خطان و عنبرین زلفان جز این دیدم

که روزم تیره شد زینان و شامم تارتر زآنان

معاذالله بصد خواری کشم پا از درت اما

گذشت از حد جفای پاسبانان جور دربانان

بر او کیستم مشتاق پیش حضرت شاهی

ستاده بنده ای از جان دعاگویان ثناخوانان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹از آن تنها کند پرخون دل من
  2. شمارهٔ ۲۶۰زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این
  3. شمارهٔ ۲۶۱بی‌تو کوشم در فنای خویشتن
  4. شمارهٔ ۲۶۲زآنکو نروم بلبلم و جای منست این
  5. شمارهٔ ۲۶۳به توان گفتن کدامین عضو از اعضای تو
  6. شمارهٔ ۲۶۴به کف پیاله به گلشن روم چسان بی‌تو
  7. شمارهٔ ۲۶۵نی طاقت وصلت مرا نه صبر در هجران تو
  8. شمارهٔ ۲۶۶هر سحر غلتم در خون از نسیم کوی تو
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.