پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

ای ز جورت دل عشاق به خون غوطه‌زنان

لاله‌زاری سر کوی تو ز خونین‌کفنان

نه ز مردی‌ست که بر قلب ضعیفان تازد

بشکند آنکه به یک حمله صف صف‌شکنان

خاتمی را که جز انگشت سلیمان نسزد

کی توان دید خدایا به کف اهرمنان

وای بر مور در آن عرصه که چون نقش قدم

از لگدکوب شود سرمه تن پیل‌تنان

ای خدا طالع پیراهنی آخر تا چند

سوزم از شوق هم‌آغوشی سیمین‌بدنان

داردم بی‌لب و داغ سیه‌روزی خویش

دیدن خال به کنج لب شیرین‌دهنان

زاهدانت به خدا راه نمایند اگر

کس به منزل رسد از رهبری راه‌زنان

بر در میکده آن سر به چه کارت آید

کز ارادت ننهی در قدم برهمنان

به چه‌سان از در میخانه کشم پا مشتاق

که نباشد به جز این در وطن بی‌وطنان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷خوشاب بزمی که سرخوش از شراب صحبت جانان
  2. شمارهٔ ۲۵۸تا چند بکویش ایستم من
  3. شمارهٔ ۲۵۹از آن تنها کند پرخون دل من
  4. شمارهٔ ۲۶۰زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این
  5. شمارهٔ ۲۶۱بی‌تو کوشم در فنای خویشتن
  6. شمارهٔ ۲۶۲زآنکو نروم بلبلم و جای منست این
  7. شمارهٔ ۲۶۳به توان گفتن کدامین عضو از اعضای تو
  8. شمارهٔ ۲۶۴به کف پیاله به گلشن روم چسان بی‌تو
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.