پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز

گوشهٔ چشم تو دنباله کش لشگر ناز

ما به جان ناز کشیم از تو اگر هم روزی

خط اجازت ده حسنت شود ازکشور ناز

نام جلاد بران غمزه منه کاندر قتل

کار جلاد نباشد زدن خنجر ناز

دیده هرچند که گستاخ بود چون بیند

تکیهٔ نخل گران بار تو بر بستر ناز

بردرت منتظرند اهل هوس وای اگر

در رغبت بگشائی و ببندی در ناز

سر آن نرگس پرحوصله گردم که ز من

صد نگه بیند و یک ره نگرد از سر ناز

محتشم را شود آن روز سیه دفتر عمر

که بشوئی تو ز بسیاری خط دفتر ناز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸ناصحا از سر بالین من این پند ببر
  2. شمارهٔ ۳۰۹دوش در بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز
  3. شمارهٔ ۳۱۰دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز
  4. شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
  5. شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز
  6. شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
  7. شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
  8. شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.