پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

آن شهسوار هرگه بر بادپا برآید

بی‌خواست از گدایان، شور دعا برآید

طفل است و شرم او را مانع زآشنایی

ترسم که رفته رفته، ناآشنا برآید

از آب دیده کردم سیراب، نخل او را

شاید به این نم از وی، برگ نوا برآید

مفرست روز هجران، پیغام وصل سویم

جان را ز ره مگردان، بگذار تا برآید

خواهم ترا برآرم از مدعی، ولیکن

حاشا که چون منی را، این مدعا برآید

افتد ز ابر رحمت، گر قطره‌ای به خاکم

زان قطره، همچو پیکان، نخل بلا برآید

میلی چنین که جان را، بگرفته غم گریبان

بختت به این زبونی، با او کجا برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰صف شکن ترک مرا بر سر مرکب نگرید
  2. شمارهٔ ۱۸۱سر مست آرزو را، رسم ادب نباشد
  3. شمارهٔ ۱۸۲ره غلط کرده خیالش به دل ریش آمد
  4. شمارهٔ ۱۸۳دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
  5. شمارهٔ ۱۸۴با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
  6. شمارهٔ ۱۸۵از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر
  7. شمارهٔ ۱۸۶ای که داری هوس عشق، کمِ عشرت گیر
  8. شمارهٔ ۱۸۷گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.