پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

اول عشق است، جای بی‌وفایی‌ها نبود

زود مستغنی گذشتی، جای استغنا نبود

ناامیدی بین که دارد خوشدلم با یک نگاه

آنکه شاد از وی به صد پرسش دل شیدا نبود

نوگرفتاری به راه امروز گویا دیده است

ورنه دیروز این قدر مستغنی و خودرا نبود

از چه بود آن اضطراب و گرمی افروختن

قتل چون من ناکسی را حاجت اینها نبود

تاجر عشقت متاع دل به نقد غم خرید

ورنه هرگز در ضمیرم فکر این سودا نبود

تا نبود آموزگار یار و میلی حسن و عشق

آن‌چنان نامهربان و این‌چنین رسوا نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳از نخل او امید نوا داشتم، نشد
  2. شمارهٔ ۱۴۴دل چون ز بی‌وفایی او یاد می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۴۵او درین نظاره کز تن جان محزون می‌رود
  4. شمارهٔ ۱۴۶از مستی شب، زلف تو بی‌تاب نماید
  5. شمارهٔ ۱۴۷بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند
  6. شمارهٔ ۱۴۸جان به حسرت دادم و آزار دل بر جا بماند
  7. شمارهٔ ۱۴۹با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
  8. شمارهٔ ۱۵۰نشان من چو بتان از ستیز می‌جویند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.