پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

از نخل او امید نوا داشتم، نشد

بر عهد او گمان وفا داشتم، نشد

بیم عقوبتی ز بلا داشتم، رسید

چشم اجابتی ز دعا داشتم، نشد

ای اشک بی‌سرایت و ای آه بی‌‌اثر

امیدواریی به شما داشتم، نشد

آن دم که چشمش از مژه خنجر کشیده بود

چشم رعایتی ز حیا داشتم، نشد

گفتم اجل ز هجر خلاصم کند،‌ نکرد

این درد را امید دوا داشتم، نشد

میلی چو مرغ دام، امید فراغ بال

در قید آن دو زلف دوتا داشتم، نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵او درین نظاره کز تن جان محزون می‌رود
  2. شمارهٔ ۱۴۶از مستی شب، زلف تو بی‌تاب نماید
  3. شمارهٔ ۱۴۷بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند
  4. شمارهٔ ۱۴۸جان به حسرت دادم و آزار دل بر جا بماند
  5. شمارهٔ ۱۴۹با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
  6. شمارهٔ ۱۵۰نشان من چو بتان از ستیز می‌جویند
  7. شمارهٔ ۱۵۱تا فاش شود راز دلم، بی‌خبری چند
  8. شمارهٔ ۱۵۲بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.