پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمد

صبوحی کرده هر کس با دف و نی سوی باغ آمد

ز هر سو مطربی مانند بلبل در ترنم شد

ز هر سو ساقیی چون لاله با زرین ایاغ آمد

کمال عشق و جذب آرزوی آشنا بنگر

که آن بیگانه تا ویرانه ما بی‌سراغ آمد

جراحت بیش پا برجا نماند از جوشش خونم

مرا در دست هرگه پنبه‌ای از بهر داغ آمد

شبی کز غیر پنهان آمد و شمع مزارم شد

مرا شد داغ دل، گر بر سر خاکم چراغ آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴... اهی چنین باشد
  2. شمارهٔ ۱۵۵کدام شاه چنین کینه‌خواه می‌آید
  3. شمارهٔ ۱۵۶داد ازان دم که با دل ناشاد
  4. شمارهٔ ۱۵۷گل خون بر سر خار مژه‌ام تیز آمد
  5. شمارهٔ ۱۵۸دل چشم به راه یار ننهاد
  6. شمارهٔ ۱۵۹ز مجلس دوست رفت و دشمن آمد
  7. شمارهٔ ۱۶۰سخنم را چو به بزم تو سری بگشایند
  8. شمارهٔ ۱۶۱آن‌چنان بدگمان که بود، نماند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.