پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

ز مجلس دوست رفت و دشمن آمد

دلا منشین که وقت رفتن آمد

ز جا دشوار خیزم، بس که بی او

ز مژگان خون دل در دامن آمد

ز غمناکی، به گوشم صوت مطرب

ملال‌انگیزتر از شیون آمد

زد آتش آه دل در پنبه داغ

مرا برق بلا در خرمن آمد

به گردن بینمت خون جهانی

ترا دستی مگر در گردن آمد؟

مرا آن غمزه تیری بر جگر زد

کزان صد چاک در پیراهن آمد

نیامد، گر کسی رفت از پی دوست

وگر آمد، به کام دشمن آمد

ز من نشنیده میلی وز پی‌اش رفت

به آخر بر سر حرف من آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱آن‌چنان بدگمان که بود، نماند
  2. شمارهٔ ۱۶۲بیمار غم از مردن، اندیشه بسی دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۳هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد
  4. شمارهٔ ۱۶۴جان فدای تو بوالهوس نکند
  5. شمارهٔ ۱۶۵دمی عاشق ندید او را، وگر دید
  6. شمارهٔ ۱۶۶آن پری چون زلف در پا می‌کشد
  7. شمارهٔ ۱۶۷سر ره چشم او بر دل نگیرد
  8. شمارهٔ ۱۶۸در عشق ز جان و تن که گوید؟
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.