پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

بیمار غم از مردن، اندیشه بسی دارد

گویا نظر حسرت، بر راه کسی دارد

آمیزش او با من، بی‌مصلحتی نبود

ای وای ازان گرمی،‌ کآتش نفسی دارد

چون دادکنان بینم، آزرده بیدادی

آهی کشم از حسرت، کاین دادرسی دارد

تا مایه نومیدی،‌ دل را نشود افزون

دیگر نکند ظاهر، گر ملتمسی دارد

تا بزم‌نشینان را، ازداغ گمان سوزد

هر چشم زدن رمزی با بوالهوسی دارد

کی در شکن زلفت، از ناله دلم خون شد

مرغی ز خوش‌آهنگی، رنگین قفسی دارد

صد مرحله را میلی، از ناله زدی بر هم

کم قافله‌ای چون تو نالان جرسی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴جان فدای تو بوالهوس نکند
  2. شمارهٔ ۱۶۵دمی عاشق ندید او را، وگر دید
  3. شمارهٔ ۱۶۶آن پری چون زلف در پا می‌کشد
  4. شمارهٔ ۱۶۷سر ره چشم او بر دل نگیرد
  5. شمارهٔ ۱۶۸در عشق ز جان و تن که گوید؟
  6. شمارهٔ ۱۶۹از بس که دایم بی‌گنه آزرده‌ام از یار خود
  7. شمارهٔ ۱۷۰حیف خوبان کاین‌چنین میخواره و هر جا روند
  8. شمارهٔ ۱۷۱با او سخنی ز من که گوید؟
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.