پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

دمی عاشق ندید او را، وگر دید

به صد درد دل و خون جگر دید

دل از یک جرعه وصل تو عمری

خمار غم کشید و دردسر دید

خدنگش را دلم تا رهگذر شد

هزار آسودگی زان رهگذر دید

دلم راسر به صحرا داد یکسر

که زخم صید خود را کارگر دید

رقیب او را سگ دنباله‌رو بود

ز یک تیر تغافل، باز گردید

دلم در بزم او تا با خبر شد

مرا بیهوش و خود را بی‌خبر دید

دلا از دلبران قطع نظر کن

که میلی هرچه دید از یک نظر دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷سر ره چشم او بر دل نگیرد
  2. شمارهٔ ۱۶۸در عشق ز جان و تن که گوید؟
  3. شمارهٔ ۱۶۹از بس که دایم بی‌گنه آزرده‌ام از یار خود
  4. شمارهٔ ۱۷۰حیف خوبان کاین‌چنین میخواره و هر جا روند
  5. شمارهٔ ۱۷۱با او سخنی ز من که گوید؟
  6. شمارهٔ ۱۷۲خدنگ تو چون ره به خون می‌برد
  7. شمارهٔ ۱۷۳بر یاد قدّ او چو می تاب می‌دهند
  8. شمارهٔ ۱۷۴عنان چو از پی صید زبون بگرداند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.