پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

خدنگ تو چون ره به خون می‌برد

مرا بر سرره جنون می‌برد

به روز شکار تو تیر خدنگ

بشارت به صید زبون می‌برد

جنون بین که از بزم او همنشین

به صد انفعالم برون می‌برد

به جوش آید از رشک، خون دلم

چو بر لب می لاله‌گون می‌برد

به مستی خوشم،‌ تا نیابم خبر

که بختم ز بزم تو چون می‌برد

به فرمان جلاد مژگان او

مرا خون گرفته‌ست و خون می‌برد

دل از ناامیدی چو میلی مرا

ز کوی تو با صد فسون می‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴عنان چو از پی صید زبون بگرداند
  2. شمارهٔ ۱۷۵باز آمد و ز عربده شرمنده رنگ بود
  3. شمارهٔ ۱۷۶چندان شب غم آه دل تنگ برآورد
  4. شمارهٔ ۱۷۷شرح الم دوری، در خامه نمی‌گنجد
  5. شمارهٔ ۱۷۸آن شهسوار هرگه بر بادپا برآید
  6. شمارهٔ ۱۷۹قاصدی کز تو به ما نامه نامی آورد
  7. شمارهٔ ۱۸۰صف شکن ترک مرا بر سر مرکب نگرید
  8. شمارهٔ ۱۸۱سر مست آرزو را، رسم ادب نباشد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.