پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

سخنم را چو به بزم تو سری بگشایند

تا کنی گوش، پیام دگری بگشایند

قاصدان از تو شنیدند سخنها که ز شرم

نتوانند زبان در خبری بگشایند

در به در طلبت گشته‌ام و این هم نیست

که دری بهر چو من دربه‌دری بگشایند

مژده باد ای دل آزرده که این سنگدلان

در آزار بر آزرده‌تری بگشایند

دل صیاد وشان صید شود گر ز کمین

آهوان تو کمند نظری بگشایند

پرده بگشا که گل روی تو سیراب شود

گر بر آن تشنه‌لبان چشم‌تری بگشایند

تیر جور تو گر از سینه میلی بکشند

دری از غیب به خونین جگری بگشایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲بیمار غم از مردن، اندیشه بسی دارد
  2. شمارهٔ ۱۶۳هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۴جان فدای تو بوالهوس نکند
  4. شمارهٔ ۱۶۵دمی عاشق ندید او را، وگر دید
  5. شمارهٔ ۱۶۶آن پری چون زلف در پا می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۶۷سر ره چشم او بر دل نگیرد
  7. شمارهٔ ۱۶۸در عشق ز جان و تن که گوید؟
  8. شمارهٔ ۱۶۹از بس که دایم بی‌گنه آزرده‌ام از یار خود
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.