پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

او درین نظاره کز تن جان محزون می‌رود

من به این خوشدل که جان دشوار بیرون می‌رود

هر که می‌آید پی نظاره جان کندنم

می‌کند نفرت که با حال دگرگون می‌رود

آن شکار تیر کاری خورده‌ام کز قتل من

عمرها رفت و هنوز از زخمها خون می‌رود

با کدام امیدواری،‌ حیرتی دارم که دل

بر سر راهش درین ایام، افزون می‌رود

با چنین جذبی که بیرون می‌کشم از خانه‌اش

گر نگردم بی‌خبر، از پیش من چون می‌رود؟

از کششهای کمند شوق بیرون ماندگان

هر زمان از بزم، بی‌تابانه بیرون می‌رود

وه چه شوق است این، که میلی می‌کشد زان تندخو

بهر یک دیدار صد آزار و ممنون می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند
  2. شمارهٔ ۱۴۸جان به حسرت دادم و آزار دل بر جا بماند
  3. شمارهٔ ۱۴۹با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
  4. شمارهٔ ۱۵۰نشان من چو بتان از ستیز می‌جویند
  5. شمارهٔ ۱۵۱تا فاش شود راز دلم، بی‌خبری چند
  6. شمارهٔ ۱۵۲بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمد
  7. شمارهٔ ۱۵۳دل چون ز پی سلامت افتاد
  8. شمارهٔ ۱۵۴... اهی چنین باشد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.