پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند

هر که را از پا دراندازند، بر سر پا نهند

در مقام چاره‌سازی چون شوند این سرکشان

بر سر زخم تمنا، داغ استغنا نهند

منزلم از بس که چون ماتم‌سرا پر شیون است

خلق یک‌یک، چشم بر در، گوش بر غوغا نهند

شرم بادا عاقلان را،‌ کز پی دفع جنون

داغ بر سر، بند بر پای من شیدا نهند

خلق را شد عذر تقصیرات تا تقریر حرف

با تو صد بیگانه، دل بر آشناییها نهند

پا برون نتوانم از ویرانه چون میلی نهاد

بس که طفلان سر به دنبال من رسوا نهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
  2. شمارهٔ ۱۵۰نشان من چو بتان از ستیز می‌جویند
  3. شمارهٔ ۱۵۱تا فاش شود راز دلم، بی‌خبری چند
  4. شمارهٔ ۱۵۲بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمد
  5. شمارهٔ ۱۵۳دل چون ز پی سلامت افتاد
  6. شمارهٔ ۱۵۴... اهی چنین باشد
  7. شمارهٔ ۱۵۵کدام شاه چنین کینه‌خواه می‌آید
  8. شمارهٔ ۱۵۶داد ازان دم که با دل ناشاد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.