پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

باز دل چشم هوس در پی داغی دارد

باز پروانه ما رو به چراغی دارد

می‌رود بی‌سر و پا، سر به هوا، ناپروا

باز شوریده‌دل، آشفته دماغی دارد

عمرها پای طلب داشت به دامان شکیب

باز افتاده به راهیّ و سراغی دارد

شب ز سودای تو با داغ جنون دلگیرم

که درین خانه تاریک، چراغی دارد؟

هر که گردیده به طرف سر کویی خرسند

نه سر سروو نه اندیشه باغی دارد

داده میلی ز جنون دامن ناموس ز دست

زده بر عالم عرفان و فراغی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲ندانم پیش قاصد، حرف خودکامم چه خواهد بود
  2. شمارهٔ ۱۴۳از نخل او امید نوا داشتم، نشد
  3. شمارهٔ ۱۴۴دل چون ز بی‌وفایی او یاد می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۵او درین نظاره کز تن جان محزون می‌رود
  5. شمارهٔ ۱۴۶از مستی شب، زلف تو بی‌تاب نماید
  6. شمارهٔ ۱۴۷بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند
  7. شمارهٔ ۱۴۸جان به حسرت دادم و آزار دل بر جا بماند
  8. شمارهٔ ۱۴۹با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.