پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

زلف پر چین پی صیدم چو پراکنده کند

دانه دام بلا، خال فریبنده کند

میرم از شوق و به سوی تو نیایم، که مباد

بیخودیهای دلم پیش تو شرمنده کند

همچو شمعی که بود در کف طفلی، شب وصل

هر زمانم کشد و هر نفسم زنده کند

باز یارب چه خیال است جفاجوی مرا

که بسی مردمی از چشم فریبنده کند

چون صراحی، شب غم، چاشنی گریه تلخ

هرکه دریافت،‌ کجا یاد شکرخنده کند

همچو میلی شده‌ام بنده صیاد وشی

که صد آزاده،‌ به یک چشم زدن، بنده کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰باز دل چشم هوس در پی داغی دارد
  2. شمارهٔ ۱۴۱اول عشق است، جای بی‌وفایی‌ها نبود
  3. شمارهٔ ۱۴۲ندانم پیش قاصد، حرف خودکامم چه خواهد بود
  4. شمارهٔ ۱۴۳از نخل او امید نوا داشتم، نشد
  5. شمارهٔ ۱۴۴دل چون ز بی‌وفایی او یاد می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۴۵او درین نظاره کز تن جان محزون می‌رود
  7. شمارهٔ ۱۴۶از مستی شب، زلف تو بی‌تاب نماید
  8. شمارهٔ ۱۴۷بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.