پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۶۷

ای بازوی دولت آستینت ظفرست

در دست ز فتح روز کینت سپرست

چرخست زمین که بر زمینت گذرست

دلشاد نشین که همنشینت ظفرست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۹جویان وصال تو جدا از جانست
  2. شمارهٔ ۷۰هر چند گنهکار است آخر علوی است
  3. شمارهٔ ۷۱این طالع من یارب و این اختر چیست
  4. شمارهٔ ۷۲تا تن به غم هجر تو نابود شده است
  5. شمارهٔ ۷۳گر دورم از آن روی جهان آرایت
  6. شمارهٔ ۷۴اشک من و رخسار تو همرنگ شده است
  7. شمارهٔ ۷۵بادام دو چشم تو دلم زار بخست
  8. شمارهٔ ۷۶گر شاه به من چو شیر دندان خایست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.