پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۶۹

جویان وصال تو جدا از جانست

مست غم تو هر چه کند روی آنست

تا هر چه تو را به دوستی پیمانست

بستی و گشادنش فلک نتوانست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۷۱این طالع من یارب و این اختر چیست
  2. شمارهٔ ۷۲تا تن به غم هجر تو نابود شده است
  3. شمارهٔ ۷۳گر دورم از آن روی جهان آرایت
  4. شمارهٔ ۷۴اشک من و رخسار تو همرنگ شده است
  5. شمارهٔ ۷۵بادام دو چشم تو دلم زار بخست
  6. شمارهٔ ۷۶گر شاه به من چو شیر دندان خایست
  7. شمارهٔ ۷۷بر چرخ فتاده نور ایران ملکست
  8. شمارهٔ ۷۸امروز جهان بهار از ایران ملکست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.