پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۷۴

اشک من و رخسار تو همرنگ شده است

روز من و زلف تو شبه رنگ شده است

گیتی بر من چون دهنت تنگ شده است

همچون دل تو جان من از سنگ شده است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۷۶گر شاه به من چو شیر دندان خایست
  2. شمارهٔ ۷۷بر چرخ فتاده نور ایران ملکست
  3. شمارهٔ ۷۸امروز جهان بهار از ایران ملکست
  4. شمارهٔ ۷۹با من چو زمانه تیر در شست گرفت
  5. شمارهٔ ۸۰آنی شاها که جز سخا کیش تو نیست
  6. شمارهٔ ۸۱در بأس چو طاهر علی آهن نیست
  7. شمارهٔ ۸۲تا بار غمت نهاده بر محمل ماست
  8. شمارهٔ ۸۳هر جای که عشوه ایست پرورده توست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.