پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۶۴

خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست

بی روی نکوی تو نکویی نه نکوست

چون نار همی پاره کنم بر تن پوست

از انده هجران تو ای دلبر دوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۶تا من سر آن روی چو مه خواهم داشت
  2. شمارهٔ ۶۷ای بازوی دولت آستینت ظفرست
  3. شمارهٔ ۶۸آن بت که هوای او بداندیش منست
  4. شمارهٔ ۶۹جویان وصال تو جدا از جانست
  5. شمارهٔ ۷۰هر چند گنهکار است آخر علوی است
  6. شمارهٔ ۷۱این طالع من یارب و این اختر چیست
  7. شمارهٔ ۷۲تا تن به غم هجر تو نابود شده است
  8. شمارهٔ ۷۳گر دورم از آن روی جهان آرایت
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.