پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۶۳ - ایام شادخواری

ای بسا شب که تا به روز سپید

متعجب ز من بماند اختر

به چپ و راست سیلها راندم

به قدح ز آن گداخته گوهر

با رخ و زلف ساقیان ما را

یاد نامد ز لاله و عبهر

به هم آمیخته شد اندر گوش

نوش ساقی و لحن خنیاگر

ساغر می شده به رنگ و به بوی

چشم را شمع و مغز را مجمر

یک زمان شد به یکدگر گفتیم

چو بدیدیم روی یکدیگر

تن ز مستی همی نپاید پای

دل ز شادی همی برآرد پر

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۵ - خنده جام و گریه شمشیراگر بخندد در دست من قدح نه عجب
  2. شمارهٔ ۶۶ - ثناگریای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر
  3. شمارهٔ ۶۷ - اندرزدر نشیب آمدی مجوی فراز
  4. شمارهٔ ۶۸ - ستایشهمایون باد این فرخنده طارم
  5. شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویشتو ای تن برامش میا و مرو
  6. شمارهٔ ۷۰ - حسب الحالمنم امروز بسته در سمجی
  7. شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوبعطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
  8. شمارهٔ ۷۲ - بر فوت محمد علویبر وفات محمد علوی
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.