پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعد

خواجه بوسعد عمدة الملکی

همچنین سالها بمانی دیر

عقل را دانش تو گیرد دست

آز را بخشش تو دارد سیر

عدل را ظلم خواست کرد تباه

در جهان خواست کشت فتنه دلیر

حشمت تو دو رویه کرد مصاف

هیبت تو دو دسته زد شمشیر

باز بأس تو یافت کوهه پیل

چشم زخم تو یافت پنجه شیر

این به پستی بایستاد ز کار

وآن ز بالا در اوفتاد به زیر

آفت یأس رفت بر من دست

انده خواست گشت بر من چیر

خورد بشکستیم کنون شاید

که کنی این شکسته را کفشیر

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۴ - مدحسرفرازا ز خدمت تا شدم دور
  2. شمارهٔ ۶۵ - خنده جام و گریه شمشیراگر بخندد در دست من قدح نه عجب
  3. شمارهٔ ۶۶ - ثناگریای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر
  4. شمارهٔ ۶۷ - اندرزدر نشیب آمدی مجوی فراز
  5. شمارهٔ ۶۸ - ستایشهمایون باد این فرخنده طارم
  6. شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویشتو ای تن برامش میا و مرو
  7. شمارهٔ ۷۰ - حسب الحالمنم امروز بسته در سمجی
  8. شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوبعطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.