پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۶۴ - مدح

سرفرازا ز خدمت تا شدم دور

بباشد دیدگانم هر زمان تر

چنان گریم که بی معشوق عاشق

چنان نالم که بی فرزند مادر

وگر آتش زنی اندر دل من

همان گیری که مغز از دود مجمر

وگر پر زهر گردانی دهانم

زبانم گویدت شکری چو شکر

مرا در هیچ بزم و هیچ مجلس

مرا در هیچ درج و هیچ دفتر

نخواهد جز به نامت رفت خامه

نخواهد جز به یادت گشت ساغر

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۶ - ثناگریای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر
  2. شمارهٔ ۶۷ - اندرزدر نشیب آمدی مجوی فراز
  3. شمارهٔ ۶۸ - ستایشهمایون باد این فرخنده طارم
  4. شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویشتو ای تن برامش میا و مرو
  5. شمارهٔ ۷۰ - حسب الحالمنم امروز بسته در سمجی
  6. شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوبعطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
  7. شمارهٔ ۷۲ - بر فوت محمد علویبر وفات محمد علوی
  8. شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیلعجب از دیو پیکری کاو را
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.