پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان

۱۷۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ قصاب چنان که عادت اوست، مرا
  2. شمارهٔ ۲ عشق آمد و کرد مست و دلشاد مرا
  3. شمارهٔ ۳ لایق نبوَد طبع خردمندان را
  4. شمارهٔ ۴ دی گفتمش آن خوش پسر درزی را
  5. شمارهٔ ۵ چون دید که از عشق شدم بی خور خواب
  6. شمارهٔ ۶ حمّامی را بگو گرت هست صواب
  7. شمارهٔ ۷ بی روی چو روز آن دو زلف چو شبت
  8. شمارهٔ ۸ آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت
  9. شمارهٔ ۹ ای سرمهٔ چشم سروران خاک درت
  10. شمارهٔ ۱۰ آن دلبر قصاب دکان می‌آراست
  11. شمارهٔ ۱۱ ای وعده چو زلف تو کژ و، بالا راست
  12. شمارهٔ ۱۲ گفتی که بدین رُخان زیبا که مراست
  13. شمارهٔ ۱۳ آن کو غم و شادی‌ام بیفزود و بکاست
  14. شمارهٔ ۱۴ پیری که فنای آدمی را سبب است
  15. شمارهٔ ۱۵ با ماهرخی که زلف او چون شست است
  16. شمارهٔ ۱۶ گفتم که: لبم به بوسه‌ای مهمان است
  17. شمارهٔ ۱۷ ترکی که رخش طراز چین و ختن است
  18. شمارهٔ ۱۸ از رنگ رخ تو گل عجب شرمگن است
  19. شمارهٔ ۱۹ با خصم منت همیشه دمسازی‌هاست
  20. شمارهٔ ۲۰ امشب شب هجران و وداع و دوری است
  21. شمارهٔ ۲۱ هان ای پسر رواس اینک سه دُرُست
  22. شمارهٔ ۲۲ چون دلبر من به نزد فصاد نشست
  23. شمارهٔ ۲۳ دوش از سر پای یار با ما بنشست
  24. شمارهٔ ۲۴ تُرکم سوی آماجگه آمد سرمست
  25. شمارهٔ ۲۵ دوشم بگرفت آن نگار سرمست
  26. شمارهٔ ۲۶ در دست، به پای خویش آمد سرمست
  27. شمارهٔ ۲۷ آتش‌رویی پریر در ما پیوست
  28. شمارهٔ ۲۸ دی وقت سحر بلبل شوریدهٔ مست
  29. شمارهٔ ۲۹ جوله بچه ای که جان و دل خسته‌ اوست
  30. شمارهٔ ۳۰ قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست
  31. شمارهٔ ۳۱ آن خال که بر گردن مردافکن توست
  32. شمارهٔ ۳۲ برده‌ست دلم آن رخ زیبای تو دوست
  33. شمارهٔ ۳۳ دل جای غم توست چنان تنگ که هست
  34. شمارهٔ ۳۴ چندان که بخواهی غم و رنجوری هست
  35. شمارهٔ ۳۵ با روی خوشت گل و سمن چیزی هست؟
  36. شمارهٔ ۳۶ آوازهٔ گل، در انجمن چیزی هست؟
  37. شمارهٔ ۳۷ آخر به چه جرم این همه کین می‌بایست؟
  38. شمارهٔ ۳۸ چون دیده مرا فتاده گفتا: چه کسی‌ست
  39. شمارهٔ ۳۹ ما را سر زلف یار می‌باید، نیست
  40. شمارهٔ ۴۰ سرمایهٔ خرمی بجز روی تو نیست
  41. شمارهٔ ۴۱ دردا که دلت به مهر من رای نداشت
  42. شمارهٔ ۴۲ هنگام صبوح گر بت حورسرشت
  43. شمارهٔ ۴۳ بر عارض یار من سپهر از انگِشت
  44. شمارهٔ ۴۴ تا با زنخ تو آشنا شد ریشت
  45. شمارهٔ ۴۵ در عشق تو هر سوی همی باید رفت
  46. شمارهٔ ۴۶ شب‌ها که به ناز با تو خفتم همه رفت
  47. شمارهٔ ۴۷ ترکی که جهان به نرگس مست گرفت
  48. شمارهٔ ۴۸ من بندهٔ آن جَستن چُست و سُبُکت
  49. شمارهٔ ۴۹ چون شانه و سنگ اگر پذیرد رایت
  50. شمارهٔ ۵۰ مسکین تُپک اَر نداشتی پروایت
  51. شمارهٔ ۵۱ سوگند به آفتاب، یعنی رویت
  52. شمارهٔ ۵۲ با خلق به داوری بُوَد قاضی چرخ
  53. شمارهٔ ۵۳ در دهر مرا جز تو دل‌افروز مباد
  54. شمارهٔ ۵۴ داد شب و روز من شب و روز تو داد
  55. شمارهٔ ۵۵ دل بر تو نهادم و نبایست نهاد
  56. شمارهٔ ۵۶ کردی به سخن پریرم از هجر آزاد
  57. شمارهٔ ۵۷ سوزت همه گِرد جگرم می‌گردد
  58. شمارهٔ ۵۸ بیمارم و تب در امتحانم دارد
  59. شمارهٔ ۵۹ جان، در ره غمهاش خطر باید کرد
  60. شمارهٔ ۶۰ قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد؟

متن اشعار به نقل از گنجور.