پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان

۱۷۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ مشکی که ز خون و ختن آهو دارد
  2. شمارهٔ ۶۲ شاها فلکت اسب سعادت زین کرد
  3. شمارهٔ ۶۳ آن بت که فلک ورا ستایش می‌کرد
  4. شمارهٔ ۶۴ معشوقهٔ من تا سپه از یشم آورد
  5. شمارهٔ ۶۵ هر کارد که از کشتهٔ خود برگیرد
  6. شمارهٔ ۶۶ آن یار کُلَه‌دوز چه شیرین دوزد
  7. شمارهٔ ۶۷ چشم تُرکت چو مست برمی‌خیزد
  8. شمارهٔ ۶۸ گه جای کمان بازو و دوش تو رسد
  9. شمارهٔ ۶۹ گفتم: نظری، که عمر من فاسد شد
  10. شمارهٔ ۷۰ خطی که ز روی یار برخاسته شد
  11. شمارهٔ ۷۱ جانم ز جداییت به فریاد آمد
  12. شمارهٔ ۷۲ سودازدهٔ جمال تو باز آمد
  13. شمارهٔ ۷۳ تا از تف آب، چرخ افراشته‌اند
  14. شمارهٔ ۷۴ آنها که هوای عشق موزون زده‌اند
  15. شمارهٔ ۷۵ شهری زن و مرد در رُخت می‌نگرند
  16. شمارهٔ ۷۶ شاهان چو به روز بزم ساغر گیرند
  17. شمارهٔ ۷۷ هر تیر که آن تُرک سبک‌سایه زند
  18. شمارهٔ ۷۸ انگشتریِ عدلِ تو ای دشمن‌بند
  19. شمارهٔ ۷۹ شب را چه خبر که عاشقان می چه کشند
  20. شمارهٔ ۸۰ دل را چو می ِ لب تو مدهوش کند
  21. شمارهٔ ۸۱ کس چون تو به عقل زندگانی نکند
  22. شمارهٔ ۸۲ تا سنبل تو غالیه‌سایی نکند
  23. شمارهٔ ۸۳ منگر به زمین، که خاک و آبت بیند
  24. شمارهٔ ۸۴ نجار که در پستهٔ او خنده بُود
  25. شمارهٔ ۸۵ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .د
  26. شمارهٔ ۸۶ سهمی که مرا دلبر خبّاز دهد
  27. شمارهٔ ۸۷ روی تو که مَه را ز خود افزون ننهد
  28. شمارهٔ ۸۸ زیبا بت کفشگر چو کفش آراید
  29. شمارهٔ ۸۹ چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید
  30. شمارهٔ ۹۰ خطت چو بنفشه از گل آورد پدید
  31. شمارهٔ ۹۱ گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید
  32. شمارهٔ ۹۲ جانا تو ز دیده اشک بیهوده مبار
  33. شمارهٔ ۹۳ از من صنما قرار مستان آخر
  34. شمارهٔ ۹۴ زد لاله پریر در نشابور آذر
  35. شمارهٔ ۹۵ اشتربانا چو عزم کردی به سفر
  36. شمارهٔ ۹۶ دل داد به دست کودکی ما را باز
  37. شمارهٔ ۹۷ از بس که کند زلف تو با روی تو ناز
  38. شمارهٔ ۹۸ با لاله‌رخان به باغ، سرو از سر ناز
  39. شمارهٔ ۹۹ هر عشوه که داد با من آن مایهٔ ناز
  40. شمارهٔ ۱۰۰ دریافتم آخر ز قضا را به شبش
  41. شمارهٔ ۱۰۱ در رهگذری فتاده دیدم مستش
  42. شمارهٔ ۱۰۲ بنگر تو بدان بنفشه‌زار دلکش
  43. شمارهٔ ۱۰۳ گویند که بر دمید از گل، خارش
  44. شمارهٔ ۱۰۴ با تب گفتم : رنجه مکن بسیارش
  45. شمارهٔ ۱۰۵ آن دیده که دیدن تو بودی کارش
  46. شمارهٔ ۱۰۶ زرین دو رُخَم، دو دیده گلگون ز غمش
  47. شمارهٔ ۱۰۷ در ره چو بداشتم به سوگندانش
  48. شمارهٔ ۱۰۸ آن حُسن و دلال بین و آن مکر و فنش
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ترکم چو کمان کشید کردم نگهش
  50. شمارهٔ ۱۱۰ دارم گه و بیگه ز کِه و مِه، کم و بیش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ در بستان دوش از غم و از شیون خویش
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دیدم چو مَه و مهر میان کویش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ من مهستی‌اَم بر همه خوبان شده طاق
  54. شمارهٔ ۱۱۴ من دوش به خواب دیدم ایام وصال
  55. شمارهٔ ۱۱۵ زین سان که فتاد هجر در راه ای دل
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ای رنج و غم تو برده و خوردهٔ دل
  57. شمارهٔ ۱۱۷ شد گرد جهان منتشر آوازه ی دل
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ای آرزوی روان و ای داروی دل
  59. شمارهٔ ۱۱۹ ترکی که به رزم و بزم تند آمد و رام
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ای فتنهٔ خاص و ای بلای دل عام

متن اشعار به نقل از گنجور.