پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان

۱۷۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ من دوش می از خون جگر ساخته‌ام
  2. شمارهٔ ۱۲۲ من عهد تو، سخت سست می‌دانستم
  3. شمارهٔ ۱۲۳ هر جوی که از چهره به ناخن کَندم!
  4. شمارهٔ ۱۲۴ رفت آن که سری پر از خمارش دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ز ابروی تو چشمها چو پروین دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ گفتی: ز دو یاقوت لب چون شکرم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دل کو؟ که به نامه شرح غم آغازم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ دل برد ز من به قهر و من نستیزم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ در دل اثر وفا نداری، چه کنم؟
  10. شمارهٔ ۱۳۰ گر دل طلبم، بر سر کویت بینم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ تن با تو به خواری ای صنم در ندهم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ برخیز و بیا که حجره پرداخته‌ایم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ تا ظن نبری کز پی جان می‌گریم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ زرد است ز هجر خاک بیزی رویم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ زلفین تو سی زنگی و هر سی مستان
  16. شمارهٔ ۱۳۶ دی خوش پسری بدیدم از سرّاجان
  17. شمارهٔ ۱۳۷ من دل ز تو بر نگیرم آسان آسان
  18. شمارهٔ ۱۳۸ در گنجه دو درزن‌گر استاد جوان
  19. شمارهٔ ۱۳۹ از ضعف، من آن چنان توانم رفتن
  20. شمارهٔ ۱۴۰ من رفتم و دل مقیم خواهد بودن
  21. شمارهٔ ۱۴۱ رفتی به سرا دوش به می نوشیدن
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن
  23. شمارهٔ ۱۴۳ بر هر دو طرف مزن تو بر یک سو زن
  24. شمارهٔ ۱۴۴ زنهار بتا عهد فراموش مکن
  25. شمارهٔ ۱۴۵ کو آن همه زینهار و عهدت با من؟
  26. شمارهٔ ۱۴۶ از مهر خود و کین تو در تابم من
  27. شمارهٔ ۱۴۷ ای بی‌خبر از غایت دلداری من
  28. شمارهٔ ۱۴۸ رخسار تو مشک است سر زلف تو خون
  29. شمارهٔ ۱۴۹ ما را سر زلف دلبران نیست کنون
  30. شمارهٔ ۱۵۰ در دُرج عقیق دُرّ منظومش بین
  31. شمارهٔ ۱۵۱ مؤذن پسری تازه‌تر از لالهٔ مرو
  32. شمارهٔ ۱۵۲ چون نیست پدید در غمم بیرون شو
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ای روی تو از تازه گل بربر به
  34. شمارهٔ ۱۵۴ معشوقه لطیف و چُست و بازاری به
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ای دست تو دست من به دستان بسته
  36. شمارهٔ ۱۵۶ اندر دلم ای سرکش عیار بچه
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ای روح تو ماه را شکست آورده
  38. شمارهٔ ۱۵۸ ای دوست که دل ز بنده برداشته‌ای
  39. شمارهٔ ۱۵۹ با روی چو نوبهار و با خوی دی‌ای
  40. شمارهٔ ۱۶۰ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .ردی
  41. شمارهٔ ۱۶۱ ای رشته چو قصد لعل کانی کردی
  42. شمارهٔ ۱۶۲ هر گه که تو نعل اسب یکران بندی
  43. شمارهٔ ۱۶۳ گر امشب از آن دوست نشانی بودی
  44. شمارهٔ ۱۶۴ مر موی تو را چه بود بی آزاری
  45. شمارهٔ ۱۶۵ آمد شب و شد جهان روشن تاری
  46. شمارهٔ ۱۶۶ مضراب ز زلف و نی ز قامت سازی
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دی گر دل خود را به تو ننموده‌اَمی
  48. شمارهٔ ۱۶۸ گر من به مثل هزار جان داشتمی
  49. شمارهٔ ۱۶۹ از دیده اگر نه خون روان داشتمی
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای تنگ شکر چون دهن تَنگت نی
  51. شمارهٔ ۱۷۱ بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
  52. شمارهٔ ۱۷۲ در دل نگذارمت، که افگار شوی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ چون بند ز نامهٔ تو بگشاد رهی
  54. شمارهٔ ۱۷۴ گر چشم چو آهوت وفا داشتی‌یی

متن اشعار به نقل از گنجور.