فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ قصاب چنان که عادت اوست، مرا
- شمارهٔ ۲ عشق آمد و کرد مست و دلشاد مرا
- شمارهٔ ۳ لایق نبوَد طبع خردمندان را
- شمارهٔ ۴ دی گفتمش آن خوش پسر درزی را
- شمارهٔ ۵ چون دید که از عشق شدم بی خور خواب
- شمارهٔ ۶ حمّامی را بگو گرت هست صواب
- شمارهٔ ۷ بی روی چو روز آن دو زلف چو شبت
- شمارهٔ ۸ آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت
- شمارهٔ ۹ ای سرمهٔ چشم سروران خاک درت
- شمارهٔ ۱۰ آن دلبر قصاب دکان میآراست
- شمارهٔ ۱۱ ای وعده چو زلف تو کژ و، بالا راست
- شمارهٔ ۱۲ گفتی که بدین رُخان زیبا که مراست
- شمارهٔ ۱۳ آن کو غم و شادیام بیفزود و بکاست
- شمارهٔ ۱۴ پیری که فنای آدمی را سبب است
- شمارهٔ ۱۵ با ماهرخی که زلف او چون شست است
- شمارهٔ ۱۶ گفتم که: لبم به بوسهای مهمان است
- شمارهٔ ۱۷ ترکی که رخش طراز چین و ختن است
- شمارهٔ ۱۸ از رنگ رخ تو گل عجب شرمگن است
- شمارهٔ ۱۹ با خصم منت همیشه دمسازیهاست
- شمارهٔ ۲۰ امشب شب هجران و وداع و دوری است
- شمارهٔ ۲۱ هان ای پسر رواس اینک سه دُرُست
- شمارهٔ ۲۲ چون دلبر من به نزد فصاد نشست
- شمارهٔ ۲۳ دوش از سر پای یار با ما بنشست
- شمارهٔ ۲۴ تُرکم سوی آماجگه آمد سرمست
- شمارهٔ ۲۵ دوشم بگرفت آن نگار سرمست
- شمارهٔ ۲۶ در دست، به پای خویش آمد سرمست
- شمارهٔ ۲۷ آتشرویی پریر در ما پیوست
- شمارهٔ ۲۸ دی وقت سحر بلبل شوریدهٔ مست
- شمارهٔ ۲۹ جوله بچه ای که جان و دل خسته اوست
- شمارهٔ ۳۰ قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست
- شمارهٔ ۳۱ آن خال که بر گردن مردافکن توست
- شمارهٔ ۳۲ بردهست دلم آن رخ زیبای تو دوست
- شمارهٔ ۳۳ دل جای غم توست چنان تنگ که هست
- شمارهٔ ۳۴ چندان که بخواهی غم و رنجوری هست
- شمارهٔ ۳۵ با روی خوشت گل و سمن چیزی هست؟
- شمارهٔ ۳۶ آوازهٔ گل، در انجمن چیزی هست؟
- شمارهٔ ۳۷ آخر به چه جرم این همه کین میبایست؟
- شمارهٔ ۳۸ چون دیده مرا فتاده گفتا: چه کسیست
- شمارهٔ ۳۹ ما را سر زلف یار میباید، نیست
- شمارهٔ ۴۰ سرمایهٔ خرمی بجز روی تو نیست
- شمارهٔ ۴۱ دردا که دلت به مهر من رای نداشت
- شمارهٔ ۴۲ هنگام صبوح گر بت حورسرشت
- شمارهٔ ۴۳ بر عارض یار من سپهر از انگِشت
- شمارهٔ ۴۴ تا با زنخ تو آشنا شد ریشت
- شمارهٔ ۴۵ در عشق تو هر سوی همی باید رفت
- شمارهٔ ۴۶ شبها که به ناز با تو خفتم همه رفت
- شمارهٔ ۴۷ ترکی که جهان به نرگس مست گرفت
- شمارهٔ ۴۸ من بندهٔ آن جَستن چُست و سُبُکت
- شمارهٔ ۴۹ چون شانه و سنگ اگر پذیرد رایت
- شمارهٔ ۵۰ مسکین تُپک اَر نداشتی پروایت
- شمارهٔ ۵۱ سوگند به آفتاب، یعنی رویت
- شمارهٔ ۵۲ با خلق به داوری بُوَد قاضی چرخ
- شمارهٔ ۵۳ در دهر مرا جز تو دلافروز مباد
- شمارهٔ ۵۴ داد شب و روز من شب و روز تو داد
- شمارهٔ ۵۵ دل بر تو نهادم و نبایست نهاد
- شمارهٔ ۵۶ کردی به سخن پریرم از هجر آزاد
- شمارهٔ ۵۷ سوزت همه گِرد جگرم میگردد
- شمارهٔ ۵۸ بیمارم و تب در امتحانم دارد
- شمارهٔ ۵۹ جان، در ره غمهاش خطر باید کرد
- شمارهٔ ۶۰ قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد؟
متن اشعار به نقل از گنجور.