پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱

خورشید رخت چو گشت پیدا

ذرّات دو کَون شد هویدا

مهر رخ تو چو سایه انداخت

زان سایه پدید گشت اشیاء

هر ذرّه ز نور مهر رویت

خورشید صفت شد آشکارا

هم ذرّه به مهر گشت موجود

هم مهر به ذرّه گشت پیدا

دریای وجود موج زن شد

موجی بفکند سوی صحرا

آن موج فرو شد و بر آمد

در کسوت و صورتی دلارا

بر رسته بنفشۀ معانی

چون خطّ خوش نگار رعنا

بشکفته شقایق حقایق

بنموده هزار سرو بالا

این جمله چو بود عین آن موج

و آن موج چه بود عین دریا

هر جزو که هست عین کلّست

پس کلّ باشد سراسر اجزا

اجزا چه بود مظاهر کلّ

اشیاء چه بود ظلال اسماء

اسماء چه بود ظهور خورشید

خورشید جمال ذات والا

صحرا چه بود زمین امکان

کانست کتاب حقتعالی

ای مغربی این حدیث بگذار

سرّ دو جهان مکن هویدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳بیاور ساقی آن جام صفا را
  2. شمارهٔ ۴ای جمله جهان در رخ جانبخش تو پیدا‏
  3. شمارهٔ ۵چه مهر بود که بسرشت دوست در گل ما
  4. شمارهٔ ۶ورای مطلب هر طالب است مطلب ما
  5. شمارهٔ ۷به‌دست خویش چهل صبح بامداد الست
  6. شمارهٔ ۸هیچ دانی که کیستیم و شما
  7. شمارهٔ ۹بیا در بحر و دریا شو رها کن این من و ما را
  8. شمارهٔ ۱۰بیا بر چشم عاشق کن تجلی روی زیبارا
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.