پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۴

نظر ز روی تو خورشید بر نمی گیرد

فلک به پیش تو نام قمر نمی گیرد

به زیر پات چو گل می کند درم ریزی

بنفشه می چند و سرو برنمی گیرد

کسی که بر لب و خال تو می نهد انگشت

کدام نکته که او بر شکر نمی گیرد

چنین که از لب تو می چکد شکر، عجب است

که آن دو لعل تو بر یکدگر نمی گیرد

صدف چو غره بدین شد که من دهان توام

چرا دهان قدری تنگ تر نمی گیرد

به آه خسرو بیدل حواله باید کرد

به عالم آتش عشق تو در نمی گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۶غمم بکشت به کار جهان که پردازد
  2. شمارهٔ ۹۲۷جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد
  3. شمارهٔ ۹۲۸به راه عشق سلامت چگونه در گنجد؟
  4. شمارهٔ ۹۲۹خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  5. شمارهٔ ۹۳۰سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد
  6. شمارهٔ ۹۳۱چو نقش چشم توام در دل حزین گردد
  7. شمارهٔ ۹۳۲دلی که نرگس مستش به ناز بستاند
  8. شمارهٔ ۹۳۳اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.