پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۵

سپیده دم که جهانی ز خواب برخیزد

نقاب شب ز رخ آفتاب برخیزد

ز باد صبح که بر اوج آسمان گذرد

ز روی شاهد مشرق نقاب برخیزد

رود به راه رهاوی رباب مطرب صبح

حریف خفته ز بانگ رباب برخیزد

خوش آن کسی که نشیند به باده وقت سحر

نماز خفتن مست و خراب برخیزد

به روی دریا گنبد کنان رود چو سحاب

کسی که از سر می چون حباب برخیزد

کجاست ساقی بیدار بخت و خواب آلود؟

که بهر دادن جام شراب برخیزد

غلام نرگس مستم که بامداد پگاه

قدح به دست گرفته ز خواب برخیزد

به آفتاب بگویید بر نیاید تا

ز خواب خوش ملک کامیاب برخیزد

کجاست خسرو شب زنده داشته که به صبح؟

به دست کرده دلی چون کباب برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۷جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد
  2. شمارهٔ ۹۲۸به راه عشق سلامت چگونه در گنجد؟
  3. شمارهٔ ۹۲۹خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  4. شمارهٔ ۹۳۰سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد
  5. شمارهٔ ۹۳۱چو نقش چشم توام در دل حزین گردد
  6. شمارهٔ ۹۳۲دلی که نرگس مستش به ناز بستاند
  7. شمارهٔ ۹۳۳اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
  8. شمارهٔ ۹۳۴نسیم زلف تو دل را درون بجنباند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.