پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۹

خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد

بنفشه نسخه آن بر بهار بنویسد

نسیم باد صبا شرح آن خط ریحان

به مشک بر ورق لاله زار بنویسد

بسا رساله که در آب چشم ما دریا

به دیده بر گهر آبدار بنویسد

به روزگار تواند اسیر درد و فراق

که شمه ای ز غم روزگار بنویسد

به یاد لعل تو هر لحظه چشم من فصلی

بدین دو لعل جواهر نگار بنویسد

سواد خط تو یاقوت اگر دهد دستش

بر آفتاب به خط غبار بنویسد

حدیث خون دلم این خلیفه چشمم

ازان به گرد لب جویبار بنویسد

فلک چو قصه منصور بشنود، خسرو

به خون سوخته بر پای دار بنویسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۱چو نقش چشم توام در دل حزین گردد
  2. شمارهٔ ۹۳۲دلی که نرگس مستش به ناز بستاند
  3. شمارهٔ ۹۳۳اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
  4. شمارهٔ ۹۳۴نسیم زلف تو دل را درون بجنباند
  5. شمارهٔ ۹۳۵اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
  6. شمارهٔ ۹۳۶کسی که بوی تواش در دماغ می افتد
  7. شمارهٔ ۹۳۷وفا ز یار جفاکار چون نمی آید
  8. شمارهٔ ۹۳۸کدام شب که ترا در کنار خواهم کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.