پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۸

کدام شب که ترا در کنار خواهم کرد؟

بنای خانه عمر استوار خواهم کرد

کدام روز من بیقرار بی سامان

به زیر پای تو آخر قرار خواهم کرد

به آب دیده، نگارا، کفت نخواهم شست

به خون دل کف پایت نگار خواهم کرد

کنون نماند سر انتظار و می ترسم

که دیده در سر این انتظار خواهم کرد

دلم که تخته شد از دست غم چو آیینه

نگاه دار که ناگه فگار خواهم کرد

مرا دو دیده یکی شد میان خون، تا کی

دو چشم با چو تو شوخی چهار خواهم کرد

مرا مگوی که در کار عشق کن جان را

اگر من این نکنم، خود چه کار خواهم کرد؟

حدیث عشق تو بسیار داشتم پنهان

ز حد گذشت، کنون آشکار خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۰اگر چه با تو حدیث جفا بخواهم کرد
  2. شمارهٔ ۹۴۱مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد
  3. شمارهٔ ۹۴۲شب اوفتاد و غمم باز کار خواهد کرد
  4. شمارهٔ ۹۴۳منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود
  5. شمارهٔ ۹۴۴نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود
  6. شمارهٔ ۹۴۵صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد
  7. شمارهٔ ۹۴۶خطاب طلعت تو نامه زمین کردند
  8. شمارهٔ ۹۴۷چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.