پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۲

شب اوفتاد و غمم باز کار خواهد کرد

دو چشم تیره ستاره شمار خواهد کرد

به کینه، ای بت نامهربان، چنین خونم

مخور که این میت آخر خمار خواهد کرد

چو یار دید که قصد رقیب دارم، گفت

گدا نگر که به سگ کارزار خواهد کرد

خیال یار گذر کرد این طرف، ای صبر

بیا که باز مرا بیقرار خواهد کرد

مرا ز تنگی خاطر هوای این خانه

چنین که می نگرم، سایه وار خواهد کرد

دلم به صحبت رندان همی کشد دایم

دعای پیر خرابات کار خواهد کرد

گزیر نیست ز تو، هر جفا که هست، بکن

که بنده هر چه بود، اختیار خواهد کرد

مگو حکایت او، ای رقیب بد، چندین

که در دلم همه شب خارخار خواهد کرد

مشو وبال زده ای اجل، تو در حق من

که آنچه مصلحت تست یار خواهد کرد

به عشق مرد شود کشته، وین هنر، خسرو

اگر حیات بود، مردوار خواهد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۴نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود
  2. شمارهٔ ۹۴۵صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد
  3. شمارهٔ ۹۴۶خطاب طلعت تو نامه زمین کردند
  4. شمارهٔ ۹۴۷چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  5. شمارهٔ ۹۴۸جماعتی که ز هم‌صحبتان جدا باشند
  6. شمارهٔ ۹۴۹نه با تو نسبت سرو چمن شود پیوند
  7. شمارهٔ ۹۵۰جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
  8. شمارهٔ ۹۵۱فسرده را سخن از عاشقی نباید راند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.