پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۷

چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند

به دود دل سبق مشک ناب بنویسند

حدیث لعل روان پرور تو می خواران

به دیده بر لب جام شراب بنویسند

بسا که باده پرستان چشم ما هر دم

برات می به عقیق مذاب بنویسند

معین است که طوفان دگر پدید آید

چو نام دیده ما بر سحاب بنویسند

سیاهی ار نبود، مردمان دریایی

حدیث موج سرشکم به آب بنویسند

سواد شعر من و آب دیده وصف نجوم

شبان تیره به مشک و گلاب بنویسند

محرران فلک شرح آه دلسوزم

به یک رساله که بر هفت باب بنویسند

خطی که مردم چشمم سواد کرد جواب

مگر به خون دل آن را جواب بنویسند

برات من چه بود، گر بر آن لب شیرین

به مشک سوده ز بهر ثواب بنویسند

سزد که بر رخ خسرو قلم زنان سرشک

دعای خسرو عالیجناب بنویسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۹نه با تو نسبت سرو چمن شود پیوند
  2. شمارهٔ ۹۵۰جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
  3. شمارهٔ ۹۵۱فسرده را سخن از عاشقی نباید راند
  4. شمارهٔ ۹۵۲چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
  5. شمارهٔ ۹۵۳دل ز تو بی غم نتوانیم کرد
  6. شمارهٔ ۹۵۴تا رخ تو زلف ترا پیش کرد
  7. شمارهٔ ۹۵۵در تو کسانی که نظر می کنند
  8. شمارهٔ ۹۵۶مگر فتنه عشق بیدار شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.