پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۴

چون طره تو سلسله بر یاسمین نهد

خورشید پیش روی تو سر بر زمین نهد

هر بوی خوش که باد ز زلفت برد به باغ

اندر قبای غنچه تنگ آستین نهد

دیوانه لطافت اندام تست آب

مانا که باد سلسله بر آب ازین نهد

در خویشتن زمین ز گرانی فرو شود

جایی که قامتت به نشستن سرین نهد

چشمت اگر بکشت مرا، گو بکش به ناز

خلقی چه شد که بار بر آن نازنین نهد

لشکر کشید عارضت از سبزه بر سمن

زین پس خراج بر گل و بر یاسمین نهد

در بوسه لب ترش کنی و جان برد لبت

زان چاشنی به سرکه در انگبین نهد

سروت که پای ناز بر این دیده می نهد

خسرو بر آستان شه راستین نهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۶هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند
  2. شمارهٔ ۸۸۷یک روز یار اگر قدمی سوی من زند
  3. شمارهٔ ۸۸۸آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکد
  4. شمارهٔ ۸۸۹شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید
  5. شمارهٔ ۸۹۰به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآید
  6. شمارهٔ ۸۹۱چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید
  7. شمارهٔ ۸۹۲چو تُرک مست من آلوده‌ی شراب درآید
  8. شمارهٔ ۸۹۳دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.