پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۸

آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکد

از زلف فتنه بارد و از جان بلا چکد

شوید چو رخ به صبح، کند غرقه خلق را

هر قطره ای که از رخ آن آشنا چکد

ای زاهد، از دعای بد ایمن مشو که شب

مستان دعا کنند، که خون از دعا چکد

جام لبت که محتشمان را حلال باد

زو جرعه ای چه باشد، اگر بر گدا چکد

مردم در این هوس که شبی سر نهم به پاش

زانگونه کاب چشم منش زیر پا چکد

خاک درت به چشم من، از گریه خون خورم

تا خود جزای چشم من آن توتیا چکد

محکم قبا مبند که دامن بگیردت

خون هزار دل که ز بند قبا چکد

شمشیر آبدار کشیدی بر اهل عشق

دولت بود که ضربی از آن سوی ما چکد

تو می روی و از پی خونریز خویشتن

خسرو دوان که تا خوی اسپت کجا چکد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۰به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآید
  2. شمارهٔ ۸۹۱چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید
  3. شمارهٔ ۸۹۲چو تُرک مست من آلوده‌ی شراب درآید
  4. شمارهٔ ۸۹۳دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
  5. شمارهٔ ۸۹۴مهی گذشت که چشمم خبر ز خواب ندارد
  6. شمارهٔ ۸۹۵کمند زلف تو عشاق را به کوی تو آرد
  7. شمارهٔ ۸۹۶مبند دل به جهان کاین جهان پشیز نیر زد
  8. شمارهٔ ۸۹۷از آنگهی که گشادم به رویت این نظر خود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.